تبليغاتX
کوسار
ده رفه تیک بو بیریکی رون و نوی
یادمان باشد که..........                                                                           .

مهدی سلیمانی.

نقل از سایت نوگرا

یادمان باشد حال که رمضان است و فرصتی خوب دست داده، دل های زنگاری مان را در "چشمه سار معرفت" غسلی دهیم و برای  مدتی  هم که شده،  غبار گناهان و پلیدی ها را از رخسار خدایی اش بزداییم و لذت واقعی " بودن" را تجربه کنیم و این را خوب باید بدانیم که : همه چیز آدمی از دل بر آید.

در این ایام پر برکت ،خالصانه از حضرت دوست بطلبیم که قلبمان را ثبات و سکینه، گوشمان را شنوایی، چشممان را بصیرت، زبانمان را صداقت و پاهایمان را  استقامت بخشاید تا ما نیز بتوانیم:

ü       مابعد به هوش باشیم که مرتکب معصیت و لغزشی نشویم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/8/31ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط ابوبکر  | 

وا ديسان مانگی ذه مه زان ...هثلانه که ی مه لی ذؤح و...گوصزاره که یگه شت و سه يران .. به بث خوصک  وله درگا دان ..هه روه کو عاده تی ساصان.. هات بو به ميوانی ماصان..

وا هاته وه له گه ص خؤيدا هه گبه يه ک نورو ذه حمه ت و..خه رمانی پذ به ره که ت و .. ها نا بؤ ذؤحی شه که ت و.. شه ماصثکی شه فه قه تی خودای هثنا..

ها ته وه تا له به ر تاضگه ی زيوينيدا ..پثش له وه ی که بمان شؤرن،بمان شؤرث ..

هاته وه تا کاصای خه وو شلگيريمان لثدا ذنث و... بمانگؤرث ..  تا له دوای شورين وگؤذين؛ ذزگارمان کا له ليتاوی ده ردی سه ری ..  تا بمانکا به مشته ری ..  بؤکرينی به هه شتی پذ به خته وه ری...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/8/18ساعت 8:9 بعد از ظهر  توسط ابوبکر  | 

خودگرایی ( نوع ستیزی ) یا دگرگرایی ( نوع دوستی ) در اسلام :

 نویسنده : پرفسور دكتر علی قرداغی

مترجم:علی عزیزی

مقدمه

اين نوشته ترجمه نوار فطرت و هدايت است كه در سال 1359 در كرمانشاه ضبط شده است. اصل نوار كه به زبان كردي است پس از پياده شدن به تصحيح كاك احمد عليه الرحمه رسيده و اين ترجمه از روي نسخه تصحيح شده صورت گرفته است.

 سوالي كه در ابتداي بحث مطرح شده اينچنين است:

 با توجه به اينكه قرآن از لحاظ فطرت همه انسانها را مسلمان مي داند و مي فرمايد:

 «فاقم وجهك للدين حنيفا،فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله،ذالك الدين القيم،ولكن اكثر الناس لا يعلمون‎‏» روم/30 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/6/23ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط ابوبکر  | 

حقیقت این است که بر اساس فهم قرانی هدف از خلق انس وجن عبودیت خداوند می باشد .(وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون :وما انس وجن را نیافریده ایم مگر برای اینکه مرا عبا دت کنند ).وعبادت  بر اسا سفهم قرآنی عبا رت است از اینکه  انسان طبق فرمان خدا وند  از نعمت وامکانات  مادی و معنوی جهان هستی استفاده نماید  تا بدین وسیله  استعداد های انسانی رشد یابند وانسان توسط آ ن در دو جهان از لحاظ مادی و معنوی سعادت مند  شود .

پس عبادت هدیه ای بزرگ از جانب خداوند  به انسان است نه مانع زندگی انسان .لذا بایستی همیشه  ودر هر حال  خداوند را بدین خاطر ستود واز او ممنون شد که ما را برای این هدف  مبارک (که تأمین  کننده ی آرزوهای بی نهایت ما در  دو جهان است )خلق نموده است .نکته مهم در اینجا این است  که این امر مهم تحقق نمی یابد  مگر با حضور ووجود دو امر اساسی که عبارتند از 1-عمران وآبادانی زمین  2-تزکیه ورشد استعداد های انسان .

                                            نوشته :م ـ حامدی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/7/30ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط ابوبکر  | 

نقل از  {   مجمع قرآن سنندج}

حيات طيبه و توسعه شخصيت

نویسنده: استاد محمود ویسی

حيات طيَبه يا به تعبير خودمانی تر زندگی خوشايند , حاصل و دستاورد يک شخصيت توسعه يافته اعم از زن يا مرد می باشد؛ به استناد آيه ی97 سوره نَحل:(من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثی وهومؤمن فلنحيينه حياهّ طيبه ...)

ايمان و ثمره ی آ ن يعنی عمل صالح است که به انسان, توسعه ی شخصيتی پايدارمی بخشدو در دنيا از حيات طيبه يا زندگی خوشايند بر خوردار می سازد و نهايتاً در آخرت نيز به نيکوترين و کامل ترين پاداش ها می رساند.

گر نشان زندگی ، جنبندگی است

                                                   خار صحرا هم سراسر زندگی است

هم جُعَل زنده است وهم پروانه ليک

                                                      فرقـها از زندگی تا زندگی اسـت

زندگی می تواند شيرين و خوشايند باشد ؛ زيرا نا اميدی و نارضايتی ، زيبنده ی مؤمن نيست.برخورداری از يک زندگی آرام ، شيـرين و رضايت بخـش ، يکی از آرزوهای ارزنده ی هر انسانی است. شما نيز می توانيد زندگی شيرين و رضايت بخش داشته باشيد ، اگر "روش" آن را بدانيد.زندگی نيز همچون هر کار ديگری نيازمند "مهارت" است و علت بسياری از ناکامی ها را بايد در فقدان روش و مهارت جست .

بخش مهم و قابل توجهی از مهارت های زندگی را "مهارت های شناختی" تشکيل می دهند و بسياری از موفقيت ها و شکست ها به طرز فکر و نگاه ما به زندگی بر می گردد.

زندگی زيباست ای زيبا پسند

                                            زنده اند يشان به زيبايی رسند   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/6/7ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط ابوبکر  | 

 بیداری اسلامی
1.اطاعت از دستور خداوند كه بالاترين سعادت براي بنده در زندگي و معادش است و هيچ چيز براي بنده در دنيا و آخرت سودمند تر از امتثال به اوامر پروردگار متعال نيست و كسي در دنيا و آخرت سعادت مند نمي شود مگر با اطاعت از اوامر او و هيچ كس در دنيا و آخرت بدبخت نخواهد شد مگر با زيرپا گذاشتن اوامر پروردگارش.

2.مانع از رسيدن اثر تير مسومي است كه چه بسا سبب هلاكت قلب مي شود

3. انس به خداوند و توجه نسبت به او را به ارمغان مي آورد زيرا رها نمودن نگاه، قلب را متفرق و متشتت ساخته و او را از خداوند دور مي كند و هيچ چيزي براي بنده مضرتر از رها نمودن نگاه نيست كه سبب وحشت در ارتباط بنده و پروردگارش مي شود.

4. قلب را نيرومند و شادمان مي گرداند در حالي كه رها نمودن نگاه سبب ضعف و اندوه آن مي شود.

5- نور را براي قلب بدست آورده، چنانچه رها نمودن آن، تاريكي را فراچنگ مي آورد و به همين دليل است كه خداوند پس از آيه غض بصر( پايين انداختن نگاه و محافظت از آن) آيه نور را آورده و مي فرمايد: {قُلْ لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ}
« به مومنان بگو كه نگاهشان را پايين بياندازند و از شرمگاهشان محافظت نمايند»
سپس بعد از اين آيه مي فرمايد: {اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ}
گويي مثال نورش در قلب بنده مؤمن كه به اوامر خداوند چنگ زده و از نواهيش دوري نموده اينچنين است و هنگامي كه قلب روشن شود سيل خوبيها از هر طرف به سوي آن روي آورده و در مقابل هنگامي كه قلب تاريك و ظلماني شود ابرهاي بلا و شر از هر طرف به سوي او هجوم مي آورند وهر چه كه بخواهي از بدعت و گمراهي و پيروي از هواي نفس و دوري از هدايت و اعراض از اسباب سعادت و اشتغال به اسباب شقاوت، قلب را فرا مي گيرد. و نوري كه در قلب است تمامي اينها را از بين مي برد و آنگاه كه قلب اين نور را از دست بدهد صاحبش همانند كوري شده كه در كوره راههاي تاريكي سرگردان مي شود.

6. فراست و هوشمندي حقيقي را به ارمغان مي آورد كه سبب تمييز حق از باطل و صادق از كاذب مي شود. و شاه بن شجاع الكرماني مي گويد: "هرآنكس كه ظاهرش را با پيروي از سنت و باطنش را با مداومت بر مراقبت بنا كند و چشمش را از محارم محافظت نمايد و نفسش را از شهوات دور كرده ، به خوردن حلال عادت كند فراست و تيزهوشي او از او نمي گذرد" و شجاع خود انسان تيزهوش وبا فراستي بود.

7. براي قلب ثبات،‌شجاعت و نيرو را به ارمغان مي آورد و خداوند براي چنين قلبي قدرت بصيرت ،‌حجت و ملكه قدرت و نيرو را يكجا جمع مي نمايد چنانچه در اثر وارد شده " الذي يخالف هواه يفر الشيطان من ظله "،
هر آنكس كه با هواي نفسش مخالفت كند شيطان از سايه اش مي گريزد
و برعكس آن كسي كه پيرو هواي نفس مي شود او را در ذلت نفس و خواري و حقارت و هرآنچه كه خداوند براي بندگان عاصيش قرار داده مي بيني چنانچه حسن بصري مي گويد" و اگر چه اسبان تيزرو و چابك آنها را با سرعت به همراه ببرند ولي خواري معصيت از گردنهايشان جدا نمي شود و خداوند براي كساني كه نسبت به او عصيان مي كنند جز خواري را نمي خواهد"
و يقينا خداوند متعال عزت را قرين طاعت و ذلت را قرين معصيت نموده و مي فرمايد: {وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ} « همانا عزت از آن خداوند، رسولش و مؤمنين است»
، وقال تعالى: {وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُّؤْمِنِينَ}، « و سست و اندوهگين نشويد كه اگر مؤمن باشيد شما برتريد»
و ايمان قول و عمل و آشكار وپنهان است و خداوند متعال مي فرمايد: {مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ} « هر آنكس كه عزت مي خواهد ،‌ تمامي عزتها از آن خداوند است و سخنهاي پاك و اعمال صالح به سوي او بالا برده مي شود»
يعني كسي كه عزت مي خواهد آنرا در اطاعت از خداوند و يادش از سخنان نيك و عمل صالح طلب كند و در دعاي قنوت "إنه لا يذل من واليت ولا يعزّ من عاديت" براستي كسي كه با تو دوستي نمايد ذليل نخواهد شد و آنكه با تو دشمني كند عزيز نمي شود
و كسي كه از خداوند اطاعت كند با اطاعتش با او دوستي نموده و به اندازه طاعتش عزت نسيبش مي شود و هرآنكس كه او را نافرماني كند پس با نافرمانيش با او دشمني ورزيده و به اندازه گناهانش خوار و ذليل مي شود.

8. محل ورود شيطان به قلب را مي بندد زيرا شيطان از طريق نگاه سريعتر از نفوذ هوا به مكان خالي نفوذ مي كند و تصوير آن چيزي كه توسط چشم ديده شده را مجسم نموده و زينتش مي دهد و آنرا همانند بتي مي كند كه قلب به دور آن طواف كرده و سپس آنرا تمنا مي كند و آتش شهوت را در قلب برمي انگيزد و بر آن هيزم گناهاني كه بدون اين تصوير نمي توانست بدست بياورد را مي ريزد و در نتيجه قلب را شعله فرا مي گيرد كه سبب تولد انفاسي شده كه درونش شعله آتش نمايان است و اين آتش سوزي قلب را از هر طرف فرا مي گيرد كه در وسط آن همانند گوسفندي در وسط تنور مي ماند و به همين دليل عقوبت افراد چشم چران اينست كه در برزخ ، تنوري از آتش براي آنها برپا شده و ارواح آنها تا زمان حشر اجسادشان در آن رها مي شود رسول الله صلي الله و عليه و سلم آنرا در خواب ديد در حديثي كه محدثان بر صحت آن اتفاق دارند.

9. قلب را براي تفكر در مصالح خويش و مشغوليت به آن فارغ مي كند در حالي كه رها كردن نگاه سبب تشتت قلب شده و حائلي مي شود كه قلب را از تفكر در مصالح باز مي دارد در نتيجه سردرگم شده و به پيروي از هواي نفس و غفلت از ياد خداوند متعال دچار مي شود و خداوند متعال مي فرمايد: {وَلاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً} كهف
و از كسي فرمان مبر كه دل او را از ياد خود غافل ساخته ايم و او به دنبال آرزوي خود روان گشته و كار و بارش افراط و تفريط بوده است»
و رها كردن نگاه به تنهايي سبب اين سه چيز مي شود.

10. بين چشم و قلب راهي وجود دارد كه سبب مشغوليت يكي به ديگري شده و با اصلاح آن اصلاح و با فسادش فاسد مي شود پس هنگامي كه قلب فاسد شد نگاه نيز فاسد شده و هنگامي كه نگاه فاسد شد قلب نيز فاسد مي شود و در مورد اصلاح نيز اينچنين است و آنگاه كه چشم خراب و فاسد شد قلب نيز خراب وفاسد مي شود و همانند زباله داني شده كه محل نجاسات و آلودگيها است كه ديگر صلاحيت سكنا گزيدن معرفت و محبت خداوند و توبه و انس و شادي با تقربش را نخواهد داشت و اضدادش در آن جاي خواهند گرفت.

محمد بن إبراهيم الحمد
المرجع : الجواب الكافي، للإمام ابن القيِّم بن الجوزي
ترجمه بيداري اسلامي


 
 

 

+ نوشته شده در  2006/11/17ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط ابوبکر  | 

دعا بهترین وسیله برای تربیت
+ نوشته شده در  2006/7/18ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط ابوبکر  | 

خطا ها واشتباهات تربیتی در تربیت کودکان ونوجوانان :

1-    مخالف بودن گفتار  مربی با کردارش .

2-    نداشتن توافق پدر ومادر بر یک روش در تربیت .

3-    رها کردن کودکان ونوجوانان که طعمه ی تلویزیون شود .

4-    مسؤلیت تربیت وپرورش را به خدمتگذار وکانون های دیگر سپردن .

5-    اظهار عجز وناتوانی کردن از تربیت آنها .

6-    زیاده روی در تنبیه وتشویق .

7-    کنترل کردن بیش از حد آنها .

8-      پرورش آنها بر اساس عدم اعتماد به نفس وخود را حقیر شمردن با رآوردن.

+ نوشته شده در  2006/7/18ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط ابوبکر  | 

اسماء الحسنی

 در اين درس وارد تفصيلات مي شويم .بدينگونه كه بايد در برابر هر اسمي موضعگيري خود را به عنوان انساني  بيان كرده مشخص كنيم .موضعگيري ما بايد در مواردذيل باشد : 1) در زمينۀ معرفت . 2) در زمينۀآثار دروني كه معرفت بايد ايجاد كند .3)در موضعگيري خارجي ودر واقعيت زندگي اعم از اينكه اين موضعگيري درارتباط با خداوند يا در ارتباط با مخلوقات وبندگان خدا باشد .البته اين موضعگيري ها واين انفعالات در برابر اسماء در بخش اسماءمرتبط با امر وربوبيت به معني عام بيشتر مشهود است اما در مورد اسماء مرتبط با خلق شايد بيشتر هنگامي در بينش ما مؤثر واقع شوند كه خود را به تنهايي ملاحظه نمائيم.نخست بگوئيم كه لفظ ( الله ) در اصل ( اِله ) بوده وبعد (أَلإله) شده وبعد همزۀ دوم كه همزۀ خود اله است حذف شده وادغام صورت گرفته است و به خاطر خصوصيت اين اسم لامش تفخيم شده وبزرگ تلفظ مي شود .اين اسم خاص وعَلَم است كه دال بر خداوند متصف به همۀ اين صفاتي است كه ساير اسماءمي رسانند پس وقتي كه گفته مي شود ( الله ) مجملاًهمۀ اسماءديگر را در بر مي گيرد . الله اسم أعظم است . اين اسم عَلَم از اله بكار گرفته شود است واز كلمات‌ديگري مانند رحمت ،قهر ،ملك وغيره گرفته نشده است درصورتي كه مي شد يكي ديگراز كلمات غير از اله به كار گرفته شود وبه صورت عَلَم درآيد واشاره بذات متصف به همۀ صفات باشد اما اينكه از اله گرفته شده حكمتي دارد كه ان شا الله هنگام توضيح معني اله مشخص خواهد شد كه اله نتيجه كار است وموضعگيريهاي نهايي بندۀ خدا در برابر اله مشخص خواهد شد .          


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/7/16ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط ابوبکر  | 

بسم اﷲالرحمن الرحيم

الحمدﷲ الذي بنعمته تتم الصالحات وبتوفيقه تتحقق الغايات والصلاة والسلام علي البشير النذير والسراج المنير سيدنا وامامنا محمد وعلي آله وصحبه ومن تبعهم باحسان الي يوم الدين

بنام خدايي آغاز مي كنم كه بر آفرينش توانا است ، وروزي دهنده مخلوقات وآمرزنده مؤمنان است. حمد وستايش از آن خدايي است كه در پرتو نعمت اوشايستگيها ونيكيها ولياقتها بكمال وتماميت خود مي رسند. درود وسلام بر پيامبرگرامي خدا كه بعنوان رحمت بر جهانيان مبعوث گرديده است وهمچنين درود وسلام بر آل واصحاب كرام وراه يافتگان بسنت او تا روز رستاخيز.

از آنجا كه ما در اين دنيا به عبث وبي مسئوليت آفريده نشده ايم وزندگي ومرگمان يكسان نيست وآفرينش ما منشأي دارد،مسلم است كه مقصدي هم دارد كه بسوي آن رهسپار مي شويم

«افحسبتم انما خلقناكم عبثا وانكم الينا لاترجعون.فتعالي الله الملك الحق لا اله الا هو رب العرش الكريم »زمر73،116)

آيا پنداشته ايد كه شما را بيهوده آفريده ايم وبسوي ما باز نمي گرديد !خداوند فرمانرواي حقيقي ،منزه وبلند پايه تر از اين است

«ام حسب الذين اجترحوا السيئات ان نجعلهم كا الذين آمنوا وعملوا الصالحات سواءمحيا هم ومماتهم ساء ما يحكمون . وخلق الله السموات والارض بالحق ولتجزي كل نفس بما كسبت وهم لا يظلمون »جاثيه 21،22)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/7/16ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط ابوبکر  |